ترجمه "trundle" به فارسی
چرخ, غلتاندن, غلتیدن بهترین ترجمه های "trundle" به فارسی هستند.
trundle
verb
noun
دستور زبان
A low bed on wheels that can be rolled underneath another bed. [..]
-
چرخ
nounThe old nurse went in front of them trundling their boxes in a wheelbarrow.
کلفت پیر پیشاپیش آنها میرفت، و جامه دان بزرگشان را روی چرخ دستی نهادهمیبرد.
-
غلتاندن
-
غلتیدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- چرخچه
- چرخک
- غلتک
- چرخیدن
- (با زحمت) حرکت دادن
- (با چرخ دستی یا هر وسیله ی دارای چرخک) حمل کردن
- (مهجور) چرخ دستی
- حرکت کردن
- دور گشتن
- مخفف : trundle bed و lantern pinion
- چرخ کوچک
- گاری دستی (با چرخ های بلبرینگ مانند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trundle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "trundle" با ترجمه به فارسی
-
بارکش کوتاه · تراندن · غلتاندن · غلتک · غلتیدن · چرخک · گشتن
-
تختخواب زیر و رو · تختخواب چرخ دار (که می توان آن را زیر تختخواب دیگر لغزاند) · چرخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن