ترجمه "twirl" به فارسی
چرخش, چرخاندن, پیچاندن بهترین ترجمه های "twirl" به فارسی هستند.
twirl
verb
noun
دستور زبان
A movement where one spins round elegantly; a pirouette. [..]
-
چرخش
nounNot anything like baton twirling or anything.
شبيه چرخش چوب يا همه چيز
-
چرخاندن
but meeting the latter's impressive but meaningless gaze drooped his eyes sadly and again took to twirling his snuffbox.
اما همین که چشمش با نگاه پر ابهت میلورادویچ ک هیچ مفهوم نداشت مصادف شد، سربزیر انداخت و دوباره مشغول چرخاندن انفیهدان شد.
-
پیچاندن
-
ترجمه های کمتر
- چرخیدن
- خزیدن
- گرداندن
- ریختن
- گردش
- (به سرعت دور محور) گشتن
- (مانند مار) مارپیچ رفتن
- تاب دادن
- دور زدن
- مشروب خوردن
- ور رفتن
- پیچ و تاب دادن
- چرخ دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " twirl " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن