ترجمه "twinning" به فارسی
جفت سازی, دوقلو زایی, دوقلو سازی بهترین ترجمه های "twinning" به فارسی هستند.
twinning
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of twin. [..]
-
جفت سازی
Mason was born with twin embolization syndrome.
میسون با پیچیدگی یک تخمکی جفت سازی به دنیا اومده
-
دوقلو زایی
-
دوقلو سازی
-
ترجمه های کمتر
- دوگانه سازی
- زوج سازی
- همزاد آوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " twinning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "twinning" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) · رجوع شود به double feature · رجوع شود به double-header
-
دوقلوی به هم چسبیده · دوقلوی پیوسته
-
توأمان
-
خواهرخواندگی
-
(هریک از دو تختخواب یکنفره که کنار هم قرار دارند) تختخواب یکنفره
-
(زنانه) ژاکت دوگانه (دو ژاکت پشمی همرنگ که یکی جلو بسته است و دیگری جلو باز و معمولا آنها را روی هم می پوشند) (twinset هم می نویسند) · ست دو تیکه
-
doqolu · برادرها · تنیها · خواهرها · دوقلو · دوقلوها · رجوع شود به Gemini · سهقلوها · همپدمارها · چهارقلوها
-
مرکز تجارت جهانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن