ترجمه "unbendable" به فارسی

پابرجای, خیره, ثابت قدم بهترین ترجمه های "unbendable" به فارسی هستند.

unbendable adjective دستور زبان

not bendable [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پابرجای

    adjective
  • خیره

    adjective
  • ثابت قدم

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unbendable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unbendable" با ترجمه به فارسی

  • آسودگی · استراحت · بی رحم · خم نشدنی · خمش ناپذیر · سخت · سختگیر · سفت · شق · غیر قابل انعطاف · مصمم
  • (ازدکل) باز کردن · (بادبان و غیره) گستردن · (طناب) شل کردن · (فکر یا اعصاب) استراحت دادن یا کردن · (چیز خمیده یا کج شده را) راست کردن · (گره طناب را) گشودن · آسودن · آسودوار کردن یا شدن · صاف کردن · وا کشیدن · واهلیدن
اضافه کردن

ترجمه های "unbendable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه