ترجمه "unblessed" به فارسی
بدبخت, ناسعید, نافرخنده بهترین ترجمه های "unblessed" به فارسی هستند.
unblessed
adjective
دستور زبان
Not blessed. [..]
-
بدبخت
adjective nounVoltaire one of unblessed memory.
و ولتر یک بدبخت.
-
ناسعید
-
نافرخنده
-
ترجمه های کمتر
- نامیمون
- ملعون
- بینوا
- لعنتی
- بیچاره
- برکت داده نشده
- بی برکت
- تبرک نشده
- رحمت نشده
- مغفرت نشده
- مورد تعن و لعن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unblessed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن