ترجمه "unbitted" به فارسی

خودسر, (اسب و غیره) بی مهار, افسار گسیخته بهترین ترجمه های "unbitted" به فارسی هستند.

unbitted adjective دستور زبان

Not fitted with a bit [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خودسر

  • (اسب و غیره) بی مهار

  • افسار گسیخته

  • ترجمه های کمتر

    • بدون دهانه
    • لگام گسیخته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unbitted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unbitted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه