ترجمه "unbidden" به فارسی

ناخواسته, ناخوانده, ناطلبیده بهترین ترجمه های "unbidden" به فارسی هستند.

unbidden adjective دستور زبان

not invited, requested or asked for [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناخواسته

    will present themselves unbidden to your mind, I am persuaded.

    به نظر من، ناخواسته به ذهن تو هجوم میآورد.

  • ناخوانده

    Mr. Fang was consequently not a little indignant to see an unbidden guest enter in such irreverent disorder.

    به همین جهت آقای فانک از دیدار مهمانی ناخوانده و آن هم با این روش دور از احترام سخت برآشفت

  • ناطلبیده

  • ترجمه های کمتر

    • درخواست نشده
    • دعوت نشده
    • طلب نشده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unbidden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "unbidden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه