ترجمه "unbound" به فارسی

رها شده, (از قید و بند و غیره) آزاد, (شیمی) ناهمبسته بهترین ترجمه های "unbound" به فارسی هستند.

unbound adjective verb

Simple past of unbind. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رها شده

    adjective
  • (از قید و بند و غیره) آزاد

  • (شیمی) ناهمبسته

  • ترجمه های کمتر

    • آزاد
    • رها
    • رهانیده
    • زمان گذشته و اسم مفعول : unbind
    • مجرد
    • مقید نشده
    • واگسسته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unbound " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unbound" با ترجمه به فارسی

  • شی نا محدود
  • قاب شی غیر محدود
  • بی حد و حصر · بی مرز · بی پایان · بی کران · لایتناهی · لگام گسیخته · مهار نشده · نامحدود
اضافه کردن

ترجمه های "unbound" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه