ترجمه "unbred" به فارسی
ناآموخته, (قدیمی), (کره اسب و غیره) رام نشده بهترین ترجمه های "unbred" به فارسی هستند.
unbred
adjective
verb
دستور زبان
Untaught or untrained. [..]
-
ناآموخته
-
(قدیمی)
-
(کره اسب و غیره) رام نشده
-
ترجمه های کمتر
- بی ادب
- بی تربیت
- بی فرهنگ
- تحصیل نکرده
- تربیت نشده
- نا اهل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unbred " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن