ترجمه "unbounded" به فارسی

نامحدود, لایتناهی, بی حد و حصر بهترین ترجمه های "unbounded" به فارسی هستند.

unbounded adjective دستور زبان

having no boundaries or limits [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نامحدود

    Their knowledge was theoretical and their self assurance unbounded.

    دانششان نظری بود و حس اعتماد به نفسشان نامحدود.

  • لایتناهی

  • بی حد و حصر

  • ترجمه های کمتر

    • بی مرز
    • بی پایان
    • بی کران
    • لگام گسیخته
    • مهار نشده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " unbounded " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "unbounded" با ترجمه به فارسی

  • (از قید و بند و غیره) آزاد · (شیمی) ناهمبسته · آزاد · رها · رها شده · رهانیده · زمان گذشته و اسم مفعول : unbind · مجرد · مقید نشده · واگسسته
  • شی نا محدود
  • قاب شی غیر محدود
اضافه کردن

ترجمه های "unbounded" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه