کلماتی با املای مشابه:

infrequent

ترجمه "unfrequent" به فارسی

unfrequent adjective verb دستور زبان

Not frequent; not common; not happening often; infrequent. [..]

ترجمه خودکار " unfrequent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"unfrequent" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای unfrequent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "unfrequent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "unfrequent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه