ترجمه "unit" به فارسی
واحد, بخش, دستگاه بهترین ترجمه های "unit" به فارسی هستند.
unit
adjective
noun
دستور زبان
(sciences) A standard measure of a quantity. [..]
-
واحد
NTT cancelled telephone cards with over 300 units.
NTT کارتهای تلفن دارای بیش از 300 واحد را لغو کرد.
-
بخش
verb nounI got a call to say that she was in the intensive care unit.
من تماس گرفتم تا بگویم که او در بخش مراقبت های ویژه است.
-
دستگاه
nounSomeone is overriding the vehicle's electronic control unit.
يه نفر داره دستگاه کنترل ماشين رو از راه دور هدايت ميکنه
-
ترجمه های کمتر
- قسمت
- یک
- یکان
- خانه
- عدد
- سنجه
- معیار
- یکه
- مسکن
- دانه
- (آموزش) واحد درسی
- - تا
- آپارتمان تک فامیلی
- امتیاز تحصیلی
- خانه ی تک خانواده ای
- عدد صحیح (کمتر از ده)
- عدد یک
- یکا (هر یک از اعداد یک تا نه)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Unit
-
واحد
NTT cancelled telephone cards with over 300 units.
NTT کارتهای تلفن دارای بیش از 300 واحد را لغو کرد.
-
سهم سرمایه گذاری
تصاویر با "unit"
عباراتی شبیه به "unit" با ترجمه به فارسی
-
آکادمی نظامی وستپوینت
-
بریتانیا · ممالک متحده ی بریتانیا (انگلیس و اسکاتلند و ایرلند شمالی - پایتخت : لندن - 120442 کیلومتر مربع) · پادشاهی انگلستان · پادشاهی متحد · پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی · پادشاهی متحده · کشور پادشاهی انگلستان · یو.کی
-
متمم پنجم قانون اساسی ایالات متحده آمریکا
-
متمم سیزدهم قانون اساسی ایالات متحده
-
نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا · نیروی هوایی ایالات متحده ی امریکا
-
سازمان ملل · سازمان ملل (مخفف : .U.N - تاسیس : 6491 - مقر: نیویورک) · سازمان ملل متحد · سازمان ملل متّحد · ملل متحد · ملل متحد، سازمان ملل متحد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن