ترجمه "unlock" به فارسی
گشودن, (قفل در و غیره را) باز کردن, آشکار کردن بهترین ترجمه های "unlock" به فارسی هستند.
(transitive) To undo or open a lock or something locked by, for example, turning a key, or selecting a combination. [..]
-
گشودن
verbThe one great difficulty was that opportunities to unlock the gate after the evening patrol did not occur every night,
مشکل بزرگ این بود که فرصت گشودن قفل دروازه پس از گشت شبانه، هر شب به دست نمیآمد
-
(قفل در و غیره را) باز کردن
-
آشکار کردن
VerbTo unlock insights in data, you need decision scientists.
برای آشکار کردن این اطلاعات در دادهها به متخصصان (دادهکاوی) نیاز دارید.
-
ترجمه های کمتر
- از هم جدا کردن
- باز شدن
- بروز دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " unlock " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
An option that unlocks the keypad after it was locked.
"Unlock" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Unlock در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.