ترجمه "vaguely" به فارسی
بطورمبهم, تا حدودی, تا حدی بهترین ترجمه های "vaguely" به فارسی هستند.
vaguely
adverb
دستور زبان
In a vague manner. [..]
-
بطورمبهم
-
تا حدودی
adverb -
تا حدی
adverb
-
ترجمه های کمتر
- تقریباً
- سربسته
- کمابیش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vaguely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vaguely" با ترجمه به فارسی
-
ریوی ومعدی
-
(هر یک از دو عصب پاراسمپاتیک مغز که به قلب و ریه و دستگاه گوارش و غیره می روند) عصب واگوس · ریوی ومعدی · عصب دهم مغز (vagus nerveهم می گویند)
-
تار · تعریف نشده · دری وری باف · سربسته · سرگم · مبهم · منگ · نامشخص · نامفهوم · گنگ
-
ابهام · نامعلومی
-
ریوی ومعدی · عصب واگ
-
ابهام · نامعلومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن