ترجمه "vagus" به فارسی
(هر یک از دو عصب پاراسمپاتیک مغز که به قلب و ریه و دستگاه گوارش و غیره می روند) عصب واگوس, ریوی ومعدی, عصب دهم مغز (vagus nerveهم می گویند) بهترین ترجمه های "vagus" به فارسی هستند.
vagus
noun
دستور زبان
The vagus nerve. [..]
-
(هر یک از دو عصب پاراسمپاتیک مغز که به قلب و ریه و دستگاه گوارش و غیره می روند) عصب واگوس
-
ریوی ومعدی
noun -
عصب دهم مغز (vagus nerveهم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vagus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vagus" با ترجمه به فارسی
-
ریوی ومعدی
-
تار · تعریف نشده · دری وری باف · سربسته · سرگم · مبهم · منگ · نامشخص · نامفهوم · گنگ
-
ابهام · نامعلومی
-
بطورمبهم · تا حدودی · تا حدی · تقریباً · سربسته · کمابیش
-
ریوی ومعدی · عصب واگ
-
ابهام · نامعلومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن