ترجمه "venerator" به فارسی
احترام گذار, ستایش کننده بهترین ترجمه های "venerator" به فارسی هستند.
venerator
noun
دستور زبان
One who venerates. [..]
-
احترام گذار
-
ستایش کننده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " venerator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "venerator" با ترجمه به فارسی
-
آمیزشی · زهروی · شهوت انگیز (phrooisiac) · مرزشی · مقاربتی · وابسته به بیماری های مرزشی
-
احترام گذاردن · تكريم كردن · تمجید و تکریم کردن · تمجید کردن · حرمت کردن · حرمت گذاشتن · ستایش کردن · ستودن · محترم شمردن
-
بیماری مقاربتی
-
بيماريهاي آميزشي · بیماریهای قابل انتقال جنسی
-
احترام · بت پرست · بزرگداشت · بیم · ترس · تمجید و تکریم · تکریم · حرمت · ستایش · سپاس · محترم شماری · هراس · هیبت · وحشت
-
احترام · ارجمندی · قابلیت احترام
-
بیماری مقاربتی
-
زگیل تناسلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن