ترجمه "veneration" به فارسی
احترام, ستایش, بزرگداشت بهترین ترجمه های "veneration" به فارسی هستند.
veneration
noun
دستور زبان
The act of venerating or the state of being venerated. [..]
-
احترام
nounThe years finally produce around a head a venerable dishevelment.
سالها سپری میشوند تا پیرامون یک سر، یکمشته موی شایان احترام به وجود آید.
-
ستایش
nounThat Tholomyes is astounding! said the others, with veneration.
دیگران با ستایش میگفتند: این توله میهس تعجبآور است!
-
بزرگداشت
There's veneration at Ghosla's brother's house.
يه بزرگداشت توي خونه ي داداش گوسلا برگزار ميشه.
-
ترجمه های کمتر
- حرمت
- تکریم
- سپاس
- ترس
- هیبت
- هراس
- بیم
- وحشت
- بت پرست
- تمجید و تکریم
- محترم شماری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " veneration " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "veneration" با ترجمه به فارسی
-
آمیزشی · زهروی · شهوت انگیز (phrooisiac) · مرزشی · مقاربتی · وابسته به بیماری های مرزشی
-
احترام گذاردن · تكريم كردن · تمجید و تکریم کردن · تمجید کردن · حرمت کردن · حرمت گذاشتن · ستایش کردن · ستودن · محترم شمردن
-
بیماری مقاربتی
-
بيماريهاي آميزشي · بیماریهای قابل انتقال جنسی
-
احترام · ارجمندی · قابلیت احترام
-
بیماری مقاربتی
-
زگیل تناسلی
-
رجوع شود به Bede, Saint
اضافه کردن مثال
اضافه کردن