ترجمه "venerable" به فارسی

پیر, باستانی, محترم بهترین ترجمه های "venerable" به فارسی هستند.

venerable adjective دستور زبان

Used as a form of address for an archdeacon in the Anglican Church [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیر

    adjective noun

    Her venerable bows looked bearded.

    کما نههای پیر آن مثل آن بود که ریششان درآمده باشد.

  • باستانی

    adjective
  • محترم

    The venerable Garibaldino felt, in his own words, a young man yet.

    مرید محترم گاریبالدی با احساس خاص خود گفت: هنوز یه مرد جوونه

  • ترجمه های کمتر

    • معزز
    • محترم(به دلیل سن زیاد)
    • مُکَرَّم، جلیل القدر، مقدس،
    • پرارزش
    • تاریخی
    • ارجمند
    • (کلیسای انگلیکان - عنوان سرشماس) حضرت کشیش
    • (کلیسای کاتولیک - عنوان کشیش عالیقدری که بعدها ممکن است تقدیس شود) کشیش عالیقدر
    • دارای سابقه ی تاریخی
    • قابل احترام
    • قدیمی و پرارزش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " venerable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Venerable adjective دستور زبان

A form of address for an archdeacon in the Anglican Church [..]

+ اضافه کردن

"Venerable" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Venerable در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "venerable" با ترجمه به فارسی

  • آمیزشی · زهروی · شهوت انگیز (phrooisiac) · مرزشی · مقاربتی · وابسته به بیماری های مرزشی
  • احترام گذاردن · تكريم كردن · تمجید و تکریم کردن · تمجید کردن · حرمت کردن · حرمت گذاشتن · ستایش کردن · ستودن · محترم شمردن
  • بیماری مقاربتی
  • بيماريهاي آميزشي · بیماریهای قابل انتقال جنسی
  • احترام · بت پرست · بزرگداشت · بیم · ترس · تمجید و تکریم · تکریم · حرمت · ستایش · سپاس · محترم شماری · هراس · هیبت · وحشت
  • احترام · ارجمندی · قابلیت احترام
  • بیماری مقاربتی
  • زگیل تناسلی
اضافه کردن

ترجمه های "venerable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه