ترجمه "venerably" به فارسی
محترمانه, بطورقابل احترام, چنانکه شایسته احترام باشد بهترین ترجمه های "venerably" به فارسی هستند.
venerably
adverb
دستور زبان
In a venerable manner. [..]
-
محترمانه
The lieutenant, who was but little accustomed to such venerable encounters, stammered with some timidity:
ستوان که کمتر بملاقاتهایی چنین محترمانه عادت داشت تمجمجکنان، با قدری کمرویی گفت:
-
بطورقابل احترام
-
چنانکه شایسته احترام باشد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " venerably " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "venerably" با ترجمه به فارسی
-
آمیزشی · زهروی · شهوت انگیز (phrooisiac) · مرزشی · مقاربتی · وابسته به بیماری های مرزشی
-
احترام گذاردن · تكريم كردن · تمجید و تکریم کردن · تمجید کردن · حرمت کردن · حرمت گذاشتن · ستایش کردن · ستودن · محترم شمردن
-
بیماری مقاربتی
-
بيماريهاي آميزشي · بیماریهای قابل انتقال جنسی
-
احترام · بت پرست · بزرگداشت · بیم · ترس · تمجید و تکریم · تکریم · حرمت · ستایش · سپاس · محترم شماری · هراس · هیبت · وحشت
-
احترام · ارجمندی · قابلیت احترام
-
بیماری مقاربتی
-
زگیل تناسلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن