ترجمه "venerability" به فارسی
احترام, ارجمندی, قابلیت احترام بهترین ترجمه های "venerability" به فارسی هستند.
venerability
noun
دستور زبان
The qualities of being venerable; great age, respectability, infirmity, etc. [..]
-
احترام
nounThe years finally produce around a head a venerable dishevelment.
سالها سپری میشوند تا پیرامون یک سر، یکمشته موی شایان احترام به وجود آید.
-
ارجمندی
-
قابلیت احترام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " venerability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "venerability" با ترجمه به فارسی
-
آمیزشی · زهروی · شهوت انگیز (phrooisiac) · مرزشی · مقاربتی · وابسته به بیماری های مرزشی
-
احترام گذاردن · تكريم كردن · تمجید و تکریم کردن · تمجید کردن · حرمت کردن · حرمت گذاشتن · ستایش کردن · ستودن · محترم شمردن
-
بیماری مقاربتی
-
بيماريهاي آميزشي · بیماریهای قابل انتقال جنسی
-
احترام · بت پرست · بزرگداشت · بیم · ترس · تمجید و تکریم · تکریم · حرمت · ستایش · سپاس · محترم شماری · هراس · هیبت · وحشت
-
بیماری مقاربتی
-
زگیل تناسلی
-
رجوع شود به Bede, Saint
اضافه کردن مثال
اضافه کردن