ترجمه "vibrant" به فارسی

مرتعش, سرزنده, لرزان بهترین ترجمه های "vibrant" به فارسی هستند.

vibrant adjective دستور زبان

(of a colour) bright [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرتعش

    adjective
  • سرزنده

    adjective

    A beautiful, vibrant transgendered woman,

    یک زن زیبای سرزنده ترانسجندر،

  • لرزان

    adjective

    So, he said and there was a vibrant note almost like anger in his voice.

    با صدایی لرزان که از خشمش برمی خاست گفت: خوب، میبینم.

  • ترجمه های کمتر

    • پرشور
    • زنده
    • روشن
    • درخشان
    • نوان
    • پویان
    • (رنگ) زنده
    • در حال جنبش
    • رجوع شود به resonant
    • پر جنب و جوش
    • پرجوش و خروش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vibrant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "vibrant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه