ترجمه "vibrate" به فارسی

لرزیدن, لرزاندن, ترنگیدن بهترین ترجمه های "vibrate" به فارسی هستند.

vibrate verb noun دستور زبان

Move with small movements rapidly to and fro. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لرزیدن

    Verb verb

    Every part of your body is vibrating at different frequencies.

    همه قسمت های بدن شما در حال لرزیدن در بسامدهای مختلفه

  • لرزاندن

    by basically vibrating a medium such as sand or water,

    با استفاده از لرزاندن ماده ای مانند آب یا شن است،

  • ترنگیدن

  • ترجمه های کمتر

    • شیواندن
    • شیویدن
    • نواندن
    • نویدن
    • به لرزه درآمدن
    • به لرزه درآوردن
    • تاب خوردن
    • تردید داشتن
    • جنب و جوش داشتن
    • دودل بودن
    • رجوع شود به oscillate
    • شور و هیجان داشتن
    • مرتعش شدن
    • مرتعش کردن
    • مردد بودن
    • نوسان کردن
    • پر جوش و خروش بودن
    • پویان بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vibrate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vibrate

An option that causes the device to vibrate instead of playing an audible notification or alert tone.

+ اضافه کردن

"Vibrate" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Vibrate در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "vibrate" با ترجمه به فارسی

  • (جمع) احساس همفکری و همدردی · ابهت · ارتعاش · ارتعاشات مکانیکی · تردید · ترنگ · تپش · دودلی · رجوع شود به oscillation · شیوش · لرزانش · لرزش · نوسان · نوش · هم سهشی
  • (برق - دستگاه ایجادکننده ی جریان تپشی) تپشگر · ارتعاش کننده · شیوانگر · لرزاننده · لرزانه · لرزانگر · نونده
  • سندروم توهم لرزش و زنگ تلفن همراه
اضافه کردن

ترجمه های "vibrate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه