ترجمه "waiting" به فارسی
منتظر, انتظار, (اتومبیل و غیره) توقف بهترین ترجمه های "waiting" به فارسی هستند.
Present participle of wait. [..]
-
منتظر
adjectiveTom got out in front of the library and waited while Mary went to park the car.
تام رفت بیرون روبروی کتابخانه منتظر ماند تا ماری برود ماشین را پارک کند.
-
انتظار
nounAfter a grim time of waiting the train at last appeared.
پس از یک انتظار پرملال، سرانجام قطار هویدا شد.
-
(اتومبیل و غیره) توقف
-
ترجمه های کمتر
- بیوسنده
- در انتظار
- دوران انتظار
- مدت معطلی
- مستلزم انتظار
- وابسته به انتظار
- وابسته به پیشخدمتی یا میزداری
- چشم به راه
- چشم به راهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " waiting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A status message displayed when the device is waiting for a line. It will switch to “Dialing...” as soon as a line is open.
"Waiting" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Waiting در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "waiting"
عباراتی شبیه به "waiting" با ترجمه به فارسی
-
در انتظار گودو
-
خوان
-
اطاق استراحت · سالن استراحت
-
گیاه خاردار
-
فهرست انتظار (برای شغل یا ورود به دانشگاه و غیره) · فهرست داوطلبان
-
صف
-
صبور و گوش به زنگ بودن برای یافتن فرصت خوب
-
اتاق انتظار · اطاق استراحت · سالن استراحت · سالن انتظار