ترجمه "wait on" به فارسی
حضوربهم رساندن, حمایت کردن از, دستگیری کردن بهترین ترجمه های "wait on" به فارسی هستند.
wait on
verb
دستور زبان
(colloquial) To wait for an event. [..]
-
حضوربهم رساندن
verb -
حمایت کردن از
verb -
دستگیری کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دستیاری کردن
- شرکت جستن
- ملحق شدن
- پایمردی کردن
- پیوستن به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wait on " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن