ترجمه "waite" به فارسی

کمین, انتظار, صبر کردن بهترین ترجمه های "waite" به فارسی هستند.

waite verb دستور زبان

Archaic spelling of wait. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمین

    He was fearful of the memories lying in wait for him outside.

    دلهرهٔ خاطراتی که دم در به کمین نشسته بودند مانع بود.

  • انتظار

    noun

    After a grim time of waiting the train at last appeared.

    پس از یک انتظار پرملال، سرانجام قطار هویدا شد.

  • صبر کردن

    verb

    Tom didn't feel like waiting.

    به نظر نمی رسید تام در حال صبر کردن باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • معطل ل
    • پیشخدمتی کردن
    • چشم براه بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " waite " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Waite noun

United States jurist who was appointed chief justice of the United States Supreme Court in 1874 by President Grant (1816-1888)

+ اضافه کردن

"Waite" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Waite در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "waite" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "waite" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه