ترجمه "waive" به فارسی
بخشودن, لغوکردن, از حق خود گذشتن بهترین ترجمه های "waive" به فارسی هستند.
waive
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) A waif; a castaway. - John Donne [..]
-
بخشودن
verb -
لغوکردن
-
از حق خود گذشتن
-
ترجمه های کمتر
- از فرصت استفاده نکردن
- اصرار نکردن
- به بعد موکول کردن
- به تعویق انداختن
- جریمه دادن
- صرفنظر کردن
- مستثنی کردن
- معاف کردن
- چشم پوشیدن از
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " waive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن