ترجمه "waiver" به فارسی
فسخ, اعراض, لغو بهترین ترجمه های "waiver" به فارسی هستند.
waiver
verb
noun
دستور زبان
The act of waiving, or not insisting on, some right, claim, or privilege. [..]
-
فسخ
noun -
اعراض
-
لغو
noun
-
ترجمه های کمتر
- صرفنظر
- (حقوق - از قانون یا وظیفه و غیره) معاف کردن
- سند معاف سازی
- سنداسقاط یا اعراض از حق
- صرف نظر
- مستثنی کردن
- چشم پوشی
- چشم پوشی (از حق خود و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " waiver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Waiver
-
فسخ- ابطال
عباراتی شبیه به "waiver" با ترجمه به فارسی
-
روضح قحزا ندرکرظنفرص
-
لغو سود سهام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن