ترجمه "water" به فارسی

آب, او, åb بهترین ترجمه های "water" به فارسی هستند.

water verb noun دستور زبان

(uncountable) A clear liquid having the chemical formula H 2 O, required by all forms of life on Earth. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آب

    noun

    clear liquid H2O [..]

    They supplied the soldiers with enough food and water.

    آنها با آب و غذای کافی سربازان را پشتیبانی می کنند.

  • او

    pronoun noun

    clear liquid H2O

    I had listened beside him to the wind and water.

    همهجا قدم به قدم و دوش به دوش او پیش رفته بودم.

  • åb

  • ترجمه های کمتر

    • آب دادن
    • آبی
    • ادرار
    • اشک
    • کشند
    • آبزی
    • بول
    • آبدار
    • جنس
    • بزاق
    • آبگونه
    • پسانیدن
    • پیشاب
    • براقی
    • محلول
    • نوع
    • پی
    • (آب های) ساحلی
    • (جانور) آب خوردن
    • (جمع) آب های فلات قاره
    • (در امریکا غیر قانونی است) زیادنمایی دارایی شرکت
    • (رود و دریا) ژرفا
    • (سطح پارچه یا فلز و غیره) جلا
    • (معمولا با: down) ملایم کردن
    • (معمولا جمع) آب معدنی
    • (معمولا جمع) دریا
    • (چشم یا دهان و غیره) آب افتادن 2
    • آب (توی چیزی) ریختن
    • آب âb
    • آب برداشتن 3
    • آب دهان
    • آب رساندن به 9
    • آب قاتی (چیزی) کردن 0
    • آب لوله
    • آب مانند
    • آب مشیمه 4
    • آب منزل
    • آب نوشیدنی
    • آب گرفتن
    • آبدوست 5
    • آبسانه 6
    • آبکی کردن
    • آبگیری کردن
    • آبیاری کردن
    • از شدت (چیزی) کاستن 1
    • اشک ریختن
    • برآورد آبکی
    • برآورد آبکی کردن 8
    • براق کردن
    • برق انداختن 7
    • برکشند یا فرو کشند 0
    • جزر یا مد
    • جلا دادن
    • خدو 3
    • در آب
    • درجه (ی خوبی) 5
    • ذخیره اب
    • رجوع شود به watercolor
    • رجوع شود به watering place
    • رفع عطش کردن 4
    • سرشک 1
    • سهام آبکی
    • سهام آبکی نشرکردن
    • سیراب کردن
    • سیستم ابیاری
    • شاره ی درونه
    • شاش 2
    • عمق آب
    • ما (H2O)
    • مشروب کردن
    • میزان آب
    • نشر سهام به طوری که ارزش کل آنها از ارزش دارایی های شرکت بیشتر باشد
    • وابسته به یا همانند آب
    • پر آب
    • پر آب شدن
    • کیسه ی آب جنین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " water " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Water

The Microsoft-supplied default attract application for Surface units. Customers can customize the background and reflection images in this application, but the water effects stay the same. [..]

+ اضافه کردن

"Water" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Water در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "water"

عباراتی شبیه به "water" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "water" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه