ترجمه "watchtower" به فارسی
برج مراقبت, برج دیدبانی, برج دیدهبانی بهترین ترجمه های "watchtower" به فارسی هستند.
watchtower
noun
دستور زبان
an observation tower, in which a lookout keeps watch over prisoners, or looks out for fires etc [..]
-
برج مراقبت
nounThere should be a radio and cell phone at the watchtower.
بايد يه بي سيم و تلفن در برج مراقبت باشه.
-
برج دیدبانی
-
برج دیدهبانی
type of fortification
The simplified Watchtower has helped them to express themselves with such conviction.
نسخهٔ سادهشدهٔ برج دیدهبانی به آنان کمک کرده است که ایمان خود را با اطمینان به زبان آورند.
-
برج نگهبانی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " watchtower " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن