ترجمه "watchmaker" به فارسی

ساعتساز, ساعت ساز بهترین ترجمه های "watchmaker" به فارسی هستند.

watchmaker noun دستور زبان

A person who repairs (and originally made) watches. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساعتساز

    artisan who makes and repairs watches

    Old Crimp, the watchmaker's assistant, a skilled workman who'd been at the job, man and boy, for fifty years

    کریمپ پبر، یک کارگر ساعتساز که مرد ماهری بود و مدت پنجاه سال در این کار سابقه داشت،

  • ساعت ساز

    Once installed, do not forget To go to a watchmaker.

    و فراموش نکن ، هر جا ساکن شدید برو پیش یک ساعت ساز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " watchmaker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "watchmaker"

اضافه کردن

ترجمه های "watchmaker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه