ترجمه "watchman" به فارسی
نگهبان, شبگرد, مستحفظ بهترین ترجمه های "watchman" به فارسی هستند.
watchman
noun
دستور زبان
A guard who keeps watch [..]
-
نگهبان
nounThey began to behave more freely, and hummed and disputed with the watchman.
تماشاگران بیش از پیش بی رو در بایستی شده سرو صدا میکردند، با نگهبانها جروبحثمینمودند.
-
شبگرد
the negligence of the night watchman often suffered them to expire long before dawn.
اغلب به سبب بیتوجهی شبگرد مدتها پیش از سپیده دم خاموش میشد .
-
مستحفظ
-
ترجمه های کمتر
- پاسبان، پاسدار، حارس، نگهبان، رقیب
- ناطور
- بپا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " watchman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "watchman" با ترجمه به فارسی
-
شبگرد · مستحفظ شبانه · نگهبان شب · پاسدار شبانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن