ترجمه "watchfulness" به فارسی
مراقبت, چالاکی, مواظبت بهترین ترجمه های "watchfulness" به فارسی هستند.
watchfulness
noun
دستور زبان
alertness, vigilance or wakefulness [..]
-
مراقبت
nounCan you watch my dog while I’m away?
می توانی وقتی من در سفر هستم از سگم مراقبت کنی؟
-
چالاکی
noun -
مواظبت
Whatever happens, promise me you'll watch out for him.
هر اتفاقی که بیفته ، بهم قول بده که ازش مواظبت می کنی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " watchfulness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "watchfulness" با ترجمه به فارسی
-
شیشه ساعت
-
پاس میانی، پاس نیمه شب · پاس/کشیک نوبت نیمه شب تا چهار بامداد
-
(کلاه پشمی و تاشو ویژه ی ملوانان) کلاه نگهبانی
-
(معمولا در جلیقه یا شلوار) جیب ساعت
-
النگو · بازوبند · سر دست
-
ساعت مچی
-
ساعت خودکار
-
پاس نیم شبی، پاس نصفه شب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن