ترجمه "watcher" به فارسی

ناظر, مراقب, دیدگر بهترین ترجمه های "watcher" به فارسی هستند.

watcher noun دستور زبان

someone who watches or observes [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناظر

    noun

    Was he also out in that deluged the unseen watcher, the man of darkness?

    آیا او هم آن ناظر ناپیدا، آن مرد تاریکی در آن توفان آن بیرون بود؟

  • مراقب

    noun

    Best watcher in the unit, Bill Roach is, I'll bet.

    شرط ميبندم بهترين مراقب توي يگان ، " بيل روچ " ـه.

  • دیدگر

  • ترجمه های کمتر

    • رقیب
    • (انتخابات) ناظر صندوق آرا
    • (کسی که شب کنار بستر بیمار یا مرده می نشیند) شب زنده دار
    • دیده بان
    • مشاهده گر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " watcher " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Watcher

Watcher (comics)

+ اضافه کردن

"Watcher" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Watcher در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "watcher"

عباراتی شبیه به "watcher" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "watcher" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه