ترجمه "watchword" به فارسی

اسم شب, جیرو, رجز بهترین ترجمه های "watchword" به فارسی هستند.

watchword noun دستور زبان

a prearranged reply to the challenge of a sentry or a guard; a password or signal by which friends can be known from enemies [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسم شب

    noun

    For the moment, the watchword was discretion.Eve asked: How is Gran?

    در حال حاضر اسم شب احتیاط بود ای و پرسید: مامانی چطور است؟

  • جیرو

    noun
  • رجز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خروش
    • (حزب و غیره) شعار
    • اسم رمز
    • شعار حزب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " watchword " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "watchword" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه