ترجمه "weakly" به فارسی
ضعیف, علیل, رنجور بهترین ترجمه های "weakly" به فارسی هستند.
weakly
adjective
adverb
دستور زبان
Frail, sickly or of a delicate constitution; weak. [..]
-
ضعیف
adjectiveCarrots and lettuce got one taste of that blaring sun, chuckled weakly, and died.
کاهو و هویج پس از چشیدن آفتاب جهنمی آنجا، ضعیف میشدند و میمردند.
-
علیل
-
رنجور
-
ترجمه های کمتر
- مریض
- با ضعف
- با ناتوانی
- کم زور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " weakly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن