ترجمه "winkles" به فارسی
وینکلها ترجمه "winkles" به فارسی است.
winkles
noun
Plural form of winkle. [..]
-
وینکلها
fishery related term
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " winkles " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "winkles" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس - خودمانی) پوتین (یا کفش یا چکمه ی) پنچه باریک
-
(شخصیت اصلی داستان واشنگتن ایروینک که بیست سال خوابید) ریپ وان وینکل
-
(با: out یا out of و غیره) بیرون کشیدن · افشا کردن · انواع شکم پایان که آفت صدف های خوراکی هستند · جرقه زدن · درآوردن · رجوع شود به periwinkle · چشمک زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن