ترجمه "wiry" به فارسی

سیمی, زبر, (صدا) تولید شده در اثر ارتعاش سیم بهترین ترجمه های "wiry" به فارسی هستند.

wiry adjective دستور زبان

Thin, muscular and flexible. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیمی

    adjective
  • زبر

  • (صدا) تولید شده در اثر ارتعاش سیم

  • ترجمه های کمتر

    • باریک اندام و قوی
    • سفت و شق
    • سیم مانند
    • لاغر و عضلانی
    • مفتول دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wiry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "wiry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه