ترجمه "wizard" به فارسی
نابغه, جادوگر, جادو بهترین ترجمه های "wizard" به فارسی هستند.
wizard
adjective
verb
noun
دستور زبان
One who uses (or has skill with) magic, mystic items, and magical and mystical practices. [..]
-
نابغه
nounOne who practices magic or sorcery.
Your young lady is really wizard, isn't she?
خانم شما واقعاً یک نابغه است، این طور نیست؟
-
جادوگر
person skilled with magic
Black's not going to be caught by a thirteen year old wizard.
یه جادوگر سیزده ساله نمیتونه به لک رو گیر بندازه.
-
جادو
nounGrims scare the living daylights out of most wizards!
همهی جادو گرا از طالع نحس وحشت دارن!
-
ترجمه های کمتر
- افسونگر
- ساحر
- جادویی
- خبره
- استاد
- معرکه
- ماهر
- دانشمند
- جادوگ
- حادوگر
- متبحر
- مجوسی
- هنرشناس
- اسرارآمیز
- (انگلیس - عامیانه) عالی
- (در رشته ی بخصوص) چیره دست
- (دراصل) حکیم
- برنامه جادویی
- جادو گر
- زبر دست
- سحر آمیز
- طلسم کننده
- طلسم گر
- مسحور کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wizard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wizard" با ترجمه به فارسی
-
برنامه جادویی تنظیم بلندگو
-
برنامه خبره موثق,پر توان,انعکاس و باز
-
سهل آموز پیکربندی امنیت
-
برنامه جادویی نصب چاپگر شبکه
-
واشینگتن ویزاردز
-
برنامه جادویی قابلیت دسترسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن