ترجمه "wizened" به فارسی

ورچلسکیده, (به ویژه پوست انسان) چروکیده, خشک و پلاسیده بهترین ترجمه های "wizened" به فارسی هستند.

wizened adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of wizen. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ورچلسکیده

  • (به ویژه پوست انسان) چروکیده

  • خشک و پلاسیده

  • پرچین و چروک

    Mrs. Jukniene was a wizened up little woman, with a wrinkled face.

    خانم یوکنین زنی کوچک اندام و خشکیده با صورت پرچین و چروک بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wizened " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wizened" با ترجمه به فارسی

  • (کاشانی) ورچلسکیدن · پلاسیده کردن یا شدن · چروکیده کردن یا شدن
اضافه کردن

ترجمه های "wizened" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه