ترجمه "wizardry" به فارسی
جادوگری, جادو, سحر بهترین ترجمه های "wizardry" به فارسی هستند.
wizardry
noun
دستور زبان
The art of a wizard; sorcery. [..]
-
جادوگری
nounif he tried to discuss his career in wizardry with them.
اگر مقام و منصب آیندهاش در دنیای جادوگری را برای آنها تشریح کند
-
جادو
nounno wonder we couldn't find Flamel in that Study of Recent Developments in Wizardry
بیخود نبود که نتونستیم اسم فلامل رو توی کتاب بررسی پیشرفتهای اخیر علم جادو پیدا کنیم.
-
سحر
nounWhat is the use of wizardry, if it cannot even save a unicorn?
استفاده از سحر براي چيست ، اگر نمي تواني حتي يك تكشاخ هم نجات بدهي ؟
-
ترجمه های کمتر
- جادویی
- خبرگی
- تبحر
- مهارت
- چیره دستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wizardry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن