ترجمه "wizen" به فارسی
(کاشانی) ورچلسکیدن, پلاسیده کردن یا شدن, چروکیده کردن یا شدن بهترین ترجمه های "wizen" به فارسی هستند.
wizen
adjective
verb
دستور زبان
wizened; withered; lean and wrinkled by shrinkage as from age or illness. [..]
-
(کاشانی) ورچلسکیدن
-
پلاسیده کردن یا شدن
-
چروکیده کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wizen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wizen" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه پوست انسان) چروکیده · خشک و پلاسیده · ورچلسکیده · پرچین و چروک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن