ترجمه "wormhole" به فارسی
کرمچاله, (سوراخی که در چوب و غیره توسط کرم ایجاد شده است) کرم خوردگی, سوراخ کرم بهترین ترجمه های "wormhole" به فارسی هستند.
wormhole
noun
دستور زبان
(physics) A hypothetical shortcut between two points in spacetime, permitting faster-than-light travel and sometimes time travel. [..]
-
کرمچاله
hypothetical topological feature of spacetime
And you activate it at the location where the wormhole opens.
و تو نقطه اي که کرمچاله باز ميشه فعالش مي کني
-
(سوراخی که در چوب و غیره توسط کرم ایجاد شده است) کرم خوردگی
-
سوراخ کرم
is that like a wormhole or something
اين شبيه يک سوراخ کرم يا چيزي تو همين مايه هاست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wormhole " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن