ترجمه "worms" به فارسی

شهر ورمز ترجمه "worms" به فارسی است.

worms verb noun

Plural form of worm. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شهر ورمز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " worms " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Worms proper دستور زبان

A city in Rhineland-Palatinate, Germany.

+ اضافه کردن

"Worms" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Worms در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

WORMs noun

Plural form of WORM. [..]

+ اضافه کردن

"WORMs" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای WORMs در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "worms" با ترجمه به فارسی

  • انگل روده
  • خزنده · رجوع شود به bloodworm · کرم خاکی
  • (جانورشناسی) کرمک مار (انواع مارهای بی زهر و کرم مانند از تیره ی Typhlopoidea)
  • کرم ریشدار
  • نوارسانان
  • شهر ورمز (در باختر آلمان)
  • (مکانیک) دنده ی حلزونی · دنده ی پیچی · چرخ حلزون
  • (با حیله و زرنگی) وارد شدن · (با دارو و غیره کرم شکم را) انداختن · (با مکر و حیل) بدست آوردن · (جانورشناسی) رجوع شود به lytta 1 · (مجازی) اسباب درد و شکنجه · (مهجور) مار · (پزشکی) کرم زدگی · (پیچ و غیره را) رزوه کردن · (پیچ و مهره) رزوه · kerm · آدم قابل تحقیر · افعی · حشره · خارج شدن · درکشیدن 7 · دنده · دنده دار کردن 5 · دون · رجوع شود به Archimedes' screw · رسوخ کردن · رفتن 3 · شکند · طفره زدن · عذاب · عنکبوت · لولیدن · مار · مارپیچ رفتن 2 · مثل کرم حرکت کردن · هر بخش یااندام کرم مانند بدن · پست · پیچ · کرم · کرم خوراک · کرم خورده کردن یا شدن 6 · کرم ریخت · کرم ریز · کرم زدایی کردن · کرم زده شدن یا کردن · کرم شکار کردن · کرم گرفتن 4 · کرم گرفته شدن یا کردن · کرم گرفتگی · کرمو شدن یا کردن · کرمویی 0 · کرمک · کوخ · گرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "worms" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه