ترجمه "worn-out" به فارسی

(کاملا) کهنه, از کار افتاده, ازپاافتاده بهترین ترجمه های "worn-out" به فارسی هستند.

worn-out adjective دستور زبان

Damaged due to hard or continued use or exposure until no longer useful or effective. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (کاملا) کهنه

  • از کار افتاده

    As a boy, it occurred to me, all people over forty had seemed to me just worn out old wrecks

    اما در سنی که من آنموقع داشتم،تمام افراد بیش از 40 سال، آدمهایی از کار افتاده بودند

  • ازپاافتاده

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • خسته
    • فرسوده
    • مندرس
    • هلاک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " worn-out " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "worn-out" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "worn-out" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه