ترجمه "worn" به فارسی
فرسوده, آسیب دیده (در اثر استعمال یا پوشیدن), اسم مفعول : wear بهترین ترجمه های "worn" به فارسی هستند.
worn
adjective
verb
دستور زبان
damaged and shabby as a result of much use [..]
-
فرسوده
adjectiveAngel is the only word in the language which cannot be worn out.
فرشته یگانه کلمه زبان است که ممکن نیست فرسوده شود.
-
آسیب دیده (در اثر استعمال یا پوشیدن)
-
اسم مفعول : wear
-
ترجمه های کمتر
- خسته
- دارای قیافه ی حاکی از نگرانی
- دلواپس
- رام نشده
- رنگ و رورفته
- صدمه دیده
- مندرس
- نحیف
- نخ نما
- نگران
- کهنه
- گرفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " worn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن