ترجمه "worrying" به فارسی

غمزده, مسبب ناراحتی بهترین ترجمه های "worrying" به فارسی هستند.

worrying adjective noun verb دستور زبان

Inducing worry. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غمزده

    adjective
  • مسبب ناراحتی

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " worrying " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "worrying" با ترجمه به فارسی

  • ناراحت · پریشان
  • (با زحمت) جلو رفتن · آزار دادن · اذیت کردن · اضطراب · بیم · تقلا کردن · تکان دادن · دردسر · درهم دریدن · دست ور کردن · دلشوره · دلشوره داشتن · دلهره · دلهره داشتن · دلواپس کردن یا شدن · دلواپسی · رنجش · سردرد · شکهیدن · غصه · لق کردن · لقاندن · مایه ی نگرانی · مربوط بودن به · موجب دلهره · ناراحتی (خیال) · نگران بودن · نگران کردن یا شدن · نگراني · نگرانی · هاسیدن · هر چیز بیم انگیز · پاره پاره کردن · پاپی شدن · پیش رفتن · کالیدن · گاز گرفتن و چرخاندن · گازگاز کردن
  • (به ویژه در خاورمیانه) تسبیح
  • ناراحت · پریشان
  • ناراحت · پریشان
  • (با زحمت) جلو رفتن · آزار دادن · اذیت کردن · اضطراب · بیم · تقلا کردن · تکان دادن · دردسر · درهم دریدن · دست ور کردن · دلشوره · دلشوره داشتن · دلهره · دلهره داشتن · دلواپس کردن یا شدن · دلواپسی · رنجش · سردرد · شکهیدن · غصه · لق کردن · لقاندن · مایه ی نگرانی · مربوط بودن به · موجب دلهره · ناراحتی (خیال) · نگران بودن · نگران کردن یا شدن · نگراني · نگرانی · هاسیدن · هر چیز بیم انگیز · پاره پاره کردن · پاپی شدن · پیش رفتن · کالیدن · گاز گرفتن و چرخاندن · گازگاز کردن
  • ناراحت · پریشان
  • (با زحمت) جلو رفتن · آزار دادن · اذیت کردن · اضطراب · بیم · تقلا کردن · تکان دادن · دردسر · درهم دریدن · دست ور کردن · دلشوره · دلشوره داشتن · دلهره · دلهره داشتن · دلواپس کردن یا شدن · دلواپسی · رنجش · سردرد · شکهیدن · غصه · لق کردن · لقاندن · مایه ی نگرانی · مربوط بودن به · موجب دلهره · ناراحتی (خیال) · نگران بودن · نگران کردن یا شدن · نگراني · نگرانی · هاسیدن · هر چیز بیم انگیز · پاره پاره کردن · پاپی شدن · پیش رفتن · کالیدن · گاز گرفتن و چرخاندن · گازگاز کردن
اضافه کردن

ترجمه های "worrying" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه