ترجمه "worthwhile" به فارسی

ارزشمند, مفید, ارزنده بهترین ترجمه های "worthwhile" به فارسی هستند.

worthwhile adjective دستور زبان

Good and important enough to spend time, effort, or money on. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارزشمند

    To be able to capture beauty and freeze it for all eternity; that was something worthwhile.

    توانایی تسخیر زیبایی و گذاردن آن برای همیشه روی بوم کرباسی؛ کاری بزرگ و ارزشمند بود.

  • مفید

    adjective

    4 To remain morally chaste, we must recognize that following such a life-style is worthwhile.

    ۴ نخست باید تشخیص دهی که پاک و عفیف ماندن مفید است.

  • ارزنده

    Not enough for a king's ransom, but one hopes sufficient to make your detour worthwhile.

    براي خونخواهيه يه پادشاه کافي نيست اما يه نفر فکر ميکنه که براي جبران انحراف ارزنده شما کافيه

  • ترجمه های کمتر

    • سودمند
    • به صرفه
    • قابل صرف وقت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " worthwhile " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "worthwhile" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه