ترجمه "worthful" به فارسی
باارزش, پربها, گرانبها بهترین ترجمه های "worthful" به فارسی هستند.
worthful
adjective
دستور زبان
Full of worth, merit or value. [..]
-
باارزش
adjectiveSasha was worth 100 times a man like Yuri.
ساشا صدها بار از آدمي مثل يوري باارزش تره
-
پربها
adjective -
گرانبها
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " worthful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "worthful" با ترجمه به فارسی
-
بوستان آبی فورت وورث
-
ارزش ویژه
-
ارزش شخص (در نظر خود او) · خود ارزش · رتبه · شان · مقام · وقار
-
نسبت بدهی به ارزش ویژه
-
ارزش قابل مقایسه · دارای ارزش مقایسه
-
موزه هنرهای معاصر فورت وورث
-
ارزش فعلی
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن