ترجمه "worsted" به فارسی
فاستونی, (پارچه ی پشمی)فاستونی, نخ پشمی تابیده بهترین ترجمه های "worsted" به فارسی هستند.
worsted
adjective
noun
verb
دستور زبان
The fine, smooth fabric made from such wool yarn. [..]
-
فاستونی
fine smooth wool fabric [..]
-
(پارچه ی پشمی)فاستونی
-
نخ پشمی تابیده
-
ترجمه های کمتر
- پارچه پشمی
- پشم تابیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " worsted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "worsted"
عباراتی شبیه به "worsted" با ترجمه به فارسی
-
پارچه پشمی · پشم تابیده
-
(صفت عالی : bad) بدترین · بدتر از همه · بدترین · بدترین وجه (یا صورت یا درجه و غیره) · بدترین چیز(ها) · به بدترین وجه · به بیشترین درجه · بیشترین درجه (و غیره)
-
در بدترین حالت
-
بدبینانه ترین · بدترین وضع یا احتمال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن