ترجمه "worst" به فارسی
بدترین, (صفت عالی : bad) بدترین, بدتر از همه بهترین ترجمه های "worst" به فارسی هستند.
worst
verb
adjective
noun
adverb
دستور زبان
(with the) Something that is worst. [..]
-
بدترین
adjectiveThe worst song in Eurovision came in first and the best came second to last. How stupid!
بدترین آهنگ یورویژن اول شده است و بهترین آهنگ آن دوم از آخر شده است. چه احمقانه!
-
(صفت عالی : bad) بدترین
-
بدتر از همه
But the worst thing was the way he kept the darkies stirred up.
بدتر از همه این بود که سیاهها رو تحریک میکرد، علیه ما.
-
ترجمه های کمتر
- بدترین وجه (یا صورت یا درجه و غیره)
- بدترین چیز(ها)
- به بدترین وجه
- به بیشترین درجه
- بیشترین درجه (و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " worst " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "worst" با ترجمه به فارسی
-
(پارچه ی پشمی)فاستونی · فاستونی · نخ پشمی تابیده · پارچه پشمی · پشم تابیده
-
پارچه پشمی · پشم تابیده
-
در بدترین حالت
-
بدبینانه ترین · بدترین وضع یا احتمال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن